عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 13
طبقات الصوفية ( فارسي )
كه از ائمهى همدان بود او را يكى از عبادله ( عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير ) مىشمرد 23 از نظر شيخ الاسلام صحيح ترمدى سودمندتر از صحيح بخارى و مسلم بود زيرا به عقيدهء او از صحيح بخارى و مسلم جز آنان كه معرفت تامه داشته باشند نمىتوانند سود ببرند ، درحالىكه صحيح ترمدى به سبب آنكه احاديث آن شرح داده شده است نه تنها براى فقها و محدثين بلكه براى ديگران نيز سودمند است . خواجه عبد اللّه انصارى براى محدث سه شرط را لازم مىدانست : سرعت رفتار ، سرعت كتابت و سرعت قرائت 24 چنان كه او خود نيز چنين بود . او در طلب حديث در سال 417 هجرى به نيشابور رفت و از ابو سعيد صيرافى و ابو نصر مفسر مقرى و ابو الحسن طرازى و شاگردان اصم كه از بزرگترين محدثان بود حديث نوشت . همچنين به طوس و بسطام نيز از گروه كثيرى حديث فرا گرفت 25 وى در اين راه رنجهائى را بر خويشتن هموار كرد كه كمتر كسى كرده بود و يك نمونه از آن پيمودن راه ميان نيشابور و دزباد به حالت ركوع در زير باران بود تا جزوههاى حديث را كه بر شكم خود نهاده بود تر نشود 26 عبد اللّه درس تذكير و تفسير قرآن را نزد خواجهء امام يحيى عمار فرا گرفته بود و هنگامى كه خود به تفسير قرآن پرداخت بنا بر روايت ابن طاهر حافظ از صد و هفت تفسير استفاده كرد 27 به اين ترتيب خواجه عبد اللّه هم از جوانى در شمار يكى از بزرگترين محدثان و مفسران روزگار خويش درآمد و هنوز چهارده سال بيشتر نداشت كه خواجهء امام يحيى عمار بر سر منبر امامى او را به مردم نويد داد 28 و شايد در همين سالها بود كه عبد اللّه جوان اين استاد خويش را در قصيدهاى هفتاد و دوبيتى ستود و اعتقادات مذهبى خويش را نيز ضمن آن بيان كرد 29 خواجه عبد اللّه چنان كه خواجهء امام يحيى عمار وصيت كرده بود در سن بيستوششسالگى بر جاى استاد نشست و همچون استاد خويش به وعظ و تذكر و كوبيدن متبدعان و مخالفان سنت پرداخت 30